تبليغاتX
نور افشان NOOR AFSHAN - بیداری از خواب تابستانی و چند حادثه جدید، بخوانید و بخندید
 
انتقادی - اصلاحی - روشنگری وبلاگ آزاد برای همه
 

وبلاک نورافشان از مدتی تقریباٌ در حالت بیکاره گی ، عاطل و باطل و ساکت بود. با آنهم بعض از علاقمندان به صفحه این حقیر و فقیر سر میزدند و به یک نگاه گذرا صفحه را دو باره رها میگردند. من باید به این اعتراف نمایم که فقط کسالت، و خواب آلوده گی یا بی پرده بگوئم خواب تابستانی مرا غافل از آن ساخته  بود که چقدر از حوادث گرم و داغ سیاست و سیاست بازی مثلث اروپا – کابل- قریه های گمنام پشت پرده دور مانده ام . اکنون قلم ها هم از افسانه گوئی ها و قصه های کل بچه و دحتر پادشاه خسته شده اند و همه و همه غرق در سیاست و تعداد هم در سیاست بازی غرق شده اند.

میخواهم از بیان سه حادثه گرم در این اواخر  ، بیداری و فعالیت مجدد وبلاگ انتقادی و اصلاحی نورافشان را اعلان نمایم.

خوب است که با بیداری از خواب تابستانی آغاز وبلاگ را با شوخی " چندک سیاسی" آ غاز نمائیم. لطفاٌ مرا به بی سوادی متهم نسازید. فقط بخوانید و بخندید.

کنفرانس بن قضیه پیچیده ده ساله افغانستان را با تمام معما های حل ناشده آن با شرکت نماینده گان بیش از صد حکومات و سازمانهای غیر دولتی " حل"  نمود. این کنفرانس یک مساٌله را روشن ساخت و آن اینکه که فساد در دستگاه اداری افغانستان مسلط است. ناتو و آمریکا گفتند ما افغانستان را رها نمی کنیم، هرکی که این ادعا را میکند همه اش اتهام و " بهتان" محض است. جناب کرزی مانند "شیر"  به تسلط فساد اداری در دستگاه دولتی تحت اداره اش اعتراف کرد.

امریکا با طالبان مصروف بازی " خاله گکانی" است. یکروز با طالبان مانند گوشت خر و دندان سگ میجنگد و روز دیگر میگوید " طالبان دشمن آمریکائیها نیستند"

او برادر این را همه میدانند. ایجاد دفتر طالبان در قطر و آنهم بدون تفاهم با مقامات افغانی گپ امروزه نیست. حکومت کرزی مثل پوست سیر برای غرب و آمریکا ارزش ندارد. بلکه امریکا و ناتو پلان های پشت پرده خود را بکس نمیگویند ولی قدم به قدم تطبیق میکنند. افغانستان باید امارات و قطر دومی شوند و مانند یک ژاندارم منطقه تهدید دائمی برای همسایه گان و آسیا  باشد.

اگر انگلستان ، آمریکا و المان در همکاری با آی اس آی در سال 2009 و 2010 طالبان مسلح را به ولایات شمال و شمال شرق افغانستان انتقال میدادند، اکنون تحت نام شرکت های خصوصی امنیتی سلاح غیر قانونی را به ولایات انتقال میدهد. " از چله چه گله" . آنها برای این اهداف نا مشروع شان یک حلقه فاسد را کار دارند و آن حکومت موجود افغانستان  است که در راٌس آن آقای کرزی به مانند یک روبای مکار که شیر های بیچاره را سر لاف میآورد و آنها را بازی میدهد.

راستی حرف بالای " شیر" آمد.

از روزی که رئیس جمهور کرزی گفته است که " ما شیر هستیم" نام شیر به حیث نام سال برای اطفال برگزیده شده است و این نام ها زیاد مورد انتخاب والدین شده که شوهران شان یا تصادفاٌ خانم های آنان که  در تحت تاٌثیر صحبت جناب کرزی در لویه جرگه قرار گرفته بودند. این شیر گفتن ها چه  درامه ها و انفلاق ها را نیست که به وجود نیآورده است. شف های لنگی تعدادی یک بلست بلند تر گردیده است. بروت ها دبل تر و دراز تر شده است. و هیچ کس به کسی سر خم نمیکند. در غیر آن شیر نه بلکه به بقه یا موش تشبیه میشوند.

لویه جرگه برای شاهان و دولتمداران وسیله مساعد بوده است تا فقط اهداف را که از مجرای مشروع یعنی آرای عامه و یا پارلمان ها نمیتوانستند بدست بیاورند ، در لویه جرگه به تصویب میرساندند. زمان که رئیس جمهور یک قدم در چال و نیرنگ و اغوای بیچاره های که خداوند آنها را تنها برای پلو خوردن و دست بالا کردن آفریده است، جلو تر باشد،  با تحریک احساسات آنها را " شیر" توصیف میکند تا خواست نا مشروع خود را با وسیله " مکر" تحمیل نماید. پس: این روبا مکار بوده که شیر ها را فریب داده است، کدام روبا ؟ معما را خود قبلا، حل نموه اید.

برای مزید معلومات این نوشته گرفته شده از یک وبلاک دلچسپ دیگر را هم  بخوانید

http://wafi.blogfa.com/post-230.aspx

درامه حزب واحد حیثیت سریال های هندی را به خود گرفته است. توبه از آن روزی که سیاست از این هم بیشتر به تمسخر گرفته شود. دو سه نفر که قبلاٌ مقاله های دور و دراز بر ضد تعداد از اعضای نهضت فراگیر مینوشتند، حالا در برابر سایت وطن و گرداننده آن پشت دست گرفته اند. سایت بامداد " اتمام حجت"  نمود . رئیس بخش نهضت و معاونش در کابل به چند زبان " پارسی و اوغانی" گفتند که ما را تیر از شوربای چرب وحدت ، " به لحاظ خدا علومی صاحب ! هر کسی را که از سر راه در کنگره ات کش میکنی آزاد هستی مگر پشت ماره رها کن. دیگر نام حزب واحد را هم نگیر، به لحاظ خدا همه میدانند که دیگر از حزب واحد چیزی باقی نمانده.  " برو بیادر هم رئیس حزب متحد ملی خودت شو و هم کارت را با جبهه بدون درد سر ادامه بده. دیگه ضرورت به این هم نداری که بهانه گیری را از شورای اروپائی حزب واحد آغاز نمائی".

  آغای سیاوش در سایت خودش نوشت که " باید اول تفاهمات روی خطوط فکری حاصل میشد، پرنسیپ ها مفکوره ها واحد میشد بعداٌ مساٌله وحدت مطرح میگردید. خداوند وی را انصاف دهد که یکبار روبروی من با کسی میگفت: در یک مذاکرات وحدت در منزل ما که دائر گردیده بود، مذاکرات به چالش مواجه شد و من گفتم " تا که موافقتنامه وحدت را امضاٌ نکنید از منزل من جارج شده نمیتوانید" . خوب هر صورت خداوند همه انسانها را هدایت نیکی نماید.

حزب متحد ملی کانگره خود را دائر کرد. من تاٌئید میکنم که بین 200 الی 500 نفرات در کنگره رفته بودند. حزب متحد ملی در سه ساعت سی موضوع را به تصویب رسانید. این یک ابتکار تازه برای احزاب چپ است که راه سی ساله را در سه ساعت طی میکند . میگویند شاه نواز تنی هم در گنکره متحد ملی بحیث مهمان شرکت نموده بود. میگویند که شاه نواز تنی حالا انکار میکند که بعد از کودتای بر ضد مرحوم نجیب الله مهمان آی – اس- آی بوده است. و حتی میگوید که وی قبل از کودتا مهمان  " اشک" نبوده . وی حالا قدر پلو چاشت جناب علومی را تا آخیر عمر فراموش نمیکند و هر دو در یک راه میروند تا یک هدف را تعقیب کنند. تنها در یک نقطه نی و آن اینکه یکی به طرف جبهه عبد الله عبدالله و دیگری به طرف دوستان قدیمی آن سوی سرحد. یکی بی پرده و دیگری در عقب پرده..  

راستی این مریضی ساری خود خواهی به یک حلقه دیگر چپی های مربوط به جناح خلق هم سرایت نموده است. در بین آنها هم دو سه نفر پیدا شده که هنوز تفت وحدت  بالا نشده و آنها در جوش رهبر شدن قرار گرفته است.  

گروه کار هم به کار آغاز نمود. آنهای که تا بحال در چند استقامت " جبهه تفاهم " باز نموده بودند باز هم اعلان موجودیت نمود واعلامیه را در سایت اریائی به نشر سپردند. دیده شود که این سازمان در حلقه چند نفری خود را باز جمع و جور نموده است. ولی من باید خاط نشان سازم که " جان برادر" هر تعداد که هستید همان را نگهداری و پای تان را از سازمانهای مختلفه جمع کنید. ولی به لحاظ خدا از تعداد که هستید خود را صد چند قلمداد نکنید. این بیشتر به مفاد تان است در غیر آن به معضله لست های دور و دراز حزب متحد ملی مواجه میشوید که با خود در حزب واحد آوردند و حالا برف بام حود را هم بالای حزب نهضت فراگیر میاندازند. از یکطرف لست های را دادند که افراد آن معلوم نبودند و زمان که تصفیه تشکیلاتی شد،  گناه را در گردن نهضت میهنی انداختند که چرا این قدر کادر ها از حزب فاصله گرفتند. از آنهای که از دموکراسی " دنگ دنگ دنگ تراتیک" ساختند ، شما نسازید.

فاجعه دردناک هم در سه شهر افغانستان به وقاع پیوست. طالبان بی فرهنگ و دستگاه جهنمی استخبارات پاکستان که دو روی یک سکه سمبول بی فرهنگی و عقب مانده گی اند، شصت هموطن ما را طعمه مرگ و انفجار ساختند و بیش از دوصد تن را مجروح ساختند. تاریخ جنایات و آدمکشی در افغانستان بعد از تعداد تنظیم های اسلامی نشان داده است که طالبان از بی عاطفه ترین و قصی القلب ترین گروه ها اند. به فکر قاصر من دستگاه جهنمی پاکستان میخواهد از طریق جنگ مذهبی را در افغانستان تحریک نماید و بی ثباتی موجود را بیشتر وخیم تر سازد .

به ارواح شهیدان انفجارات دعا رحمت مینمائیم. آمین یا رب العالمین

  نوشته شده در  2012/1/5ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط جمال رستمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM